أحمد بن محمد بن زيد الطوسي
155
جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى )
« وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ « 1 » . » « 1 - » و گفتهاند : مثل ايمان چون « 2 » مثل خاك خوشست . در خاك خوش هر نبات برويد و بار دهد ، و بر درخت ايمان هر طاعتى برويد و ديدار دهد « 3 » . و گفتهاند : مثل ايمان چون مثل آفتاب است . چون آفتاب در كسوت « 4 » ضياء خويش سر از مطلع اقبال برآرد ، تاريكى شب نماند . چون پرتو ايمان از برج نهاد دل مؤمن بتابد ، تاريكى شك « 5 » نماند . « 6 » و گفتهاند : مثل ايمان چون ستاره است ، مسافر به شب « 7 » به ستاره راه برد ، مؤمن بنور ايمان راه باللّه برد . « 8 » و گفتهاند : مثل ايمان چون « 9 » مثل عصاى موسى است ، آن يكى بود ، و لكن هفتاد « 10 » هزار خروار جادوى باطل در جنب آن فنا شد ، ايمان در دل يكى است و لكن صد هزار گناه در جنب آن فنا شد « 11 » . و گفتهاند : ايمان مؤمن همچون « 12 » خاتم سليمان است ، تا در انگشت او بود ، بر سر عز و ولايت بود ، چون ازو جدا شد ، به ذل اهانت مبتلا شد . تا ايمان در دل مؤمن بود از اهوال و آفت « 13 » قيامت ايمن بود ، اگر « 14 » ، العياذ باللّه ، ايمان ازو جدا شود ، مستهدف تير « 15 » بلا شود . « 16 » و گفتهاند : مثل ايمان چون مثل « 17 » زر و سيم بود ، آن را « 18 » كى در كيسه درم و دينار « 19 » بود ، از وى « 20 » شهوت كم نيايد و آن را كى در دل ايمان و مهر پادشاه « 21 » بود ، درجات رفعت كم نيايد .
--> ( 1 ) - + ان كنتم مؤمنين . مثل ( 2 ) - ندارد ( 3 ) - هر گلى كه برآيد دينار دهد ( 4 ) - كشور ( 5 ) - معصيت ( 6 ) - + مثل ( 7 ) - شب مسافر ( 8 ) - + مثل ( 9 ) - همچون ( 10 ) - صد ( 11 ) - هبا گشت ( 12 ) - « مؤمن همچون » ندارد ( 13 ) - آفات و اهوال ( 14 ) - ندارد ( 15 ) - + خشم ( 16 ) - + مثل ( 17 ) - ندارد ( 18 ) - چون كسى را ( 19 ) - زر و سيم ( 20 ) - + آز و ( 21 ) - ندارد ( 1 - ) سورهء آل عمران / 133